… من از روی آگاهی کامل این راه را که همان راه رسیدن به الله است،
انتخاب نموده ام. در این مورد هیچ گونه اجباری حکمفرما نبوده است و با
توجه به دیدی که از اسلام داشته ام این راه را برگزیده ام و برای رسیدن
به آرزویم که همان شهادت فی سبیل الله است، گام بر می دارم.
پدر! برا ی من ناله و زاری نکنید. فقط صبر را پیشه کنید که خداوند با
صابران است و می دانم که مرگ فرزند سخت و دشوار است، اما چه
مرگی؟ آیا مرگ با ذلت و خواری؟ نه! هرگز چنین مرگی را نمی خواهم. من
إن شاء الله راهی را که انتخاب کرده ام مرگ سرخ (شهادت) می باشد.
اما تو مادرم؛ از تو می خواهم که در مرگ من گریه و زاری ننمایی و خاک بر
سر و روی خود نریزی. باید افتخار کنی که مرا این چنین زیبا تربیت نمودی
که بتوانم به اسلام و مسلمین خدمت کنم و در همین راه هم به شهادت
برسم.
ای برادرانم؛ اگر من شهید شدم نگذارید که اسلحه بر زمین افتاده ام بر
زمین بماند. آنرا بر دارید و سنگر خالی شده ام را پر نمایید. همواره گوش به
فرمان امام امت باشید. راه را ادامه دهید و همیشه در هر مراسم شرکت
فعال داشته باشید. تا إن شاء الله به یاری خداوند پرچم جمهوری اسلامی
ایران در سر تا سر گیتی به اهتزاز در آید.
و از مردم حزب الله مخصوصا مردم حزب الله «سرمستان» می خواهم که
همواره و در همه احوال پیرو امام عزیز باشید. دستورات اورا با دل و جان
پذیرا باشید. در آخر اگر شهادت فی سیل الله که سعادت است نصیبم شد
مرا در بهشت شهدای دوراهک دفن نمایید و برای سلامتی امام دعا کنید.
برچسب: ابراهیم,
نویسنده: علی اسدیپور