خرید بک لینک
قسمتی از وصیت نامه شهید عباس ابراهیمی ...... سلام مادر. سلامی که همراه خود بیشترین امید و آرزوهای بر باد رفته را به همراه دارد. شاید نتوانسته باشم تمام احساساتم را در این چند سطر کاغذ بیان کنم. ولی به اندازه ی زمین و آسمان ها به شمارش ماهی های اقیانوس ها دوستت دارم. دوستان و آشنایان! از شما تقاضا دارم که به هنگام مردنم دستهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چیزی با خود نبرده ام و دیگر خواهش من از شما اطرافیان این است که هنگام مردنم چشمهایم را باز بگذارید تا منافقان کور دل بدانند من کور کورانه به این راه نرفته ام و با چشمان باز دعوت حق را لبیک گفته ام. هنگام مرگ یاران،چشم مرا مبندید در دین ما حرام است با چشم بسته مردن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 22:30

تصاویر شهید ابراهیم خلیلی راد درد ادامه مطلب

برچسب: ابراهیم, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

… من از روی آگاهی کامل این راه را که همان راه رسیدن به الله است، انتخاب نموده ام. در این مورد هیچ گونه اجباری حکمفرما نبوده است و با توجه به دیدی که از اسلام داشته ام این راه را برگزیده ام و برای رسیدن به آرزویم که همان شهادت فی سبیل الله است، گام بر می دارم. پدر! برا ی من ناله و زاری نکنید. فقط صبر را پیشه کنید که خداوند با صابران است و می دانم که مرگ فرزند سخت و دشوار است، اما چه مرگی؟ آیا مرگ با ذلت و خواری؟ نه! هرگز چنین مرگی را نمی خواهم. من إن شاء الله راهی را که انتخاب کرده ام مرگ سرخ (شهادت) می باشد. اما تو مادرم؛ از تو می خواهم که در مرگ من گریه و زاری ننمایی و خاک بر سر و روی خود نریزی. باید افتخار کنی که مرا این چنین زیبا تربیت نمودی که بتوانم به اسلام و مسلمین خدمت کنم ادامه مطلب

برچسب: ابراهیم, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

شهید ابراهیم خلیلی راد نام پدر: علی نام مادر: بانو دهبوده تحصیلات: دانش آموز محل تولد:سرمستان محل دفن: بهشت شهدای دوراهک محل شهادت: جبهه شلمچه عضویت: بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیر تاریخ تولد: ۱۳۵۰ تاریخ شهادت: ۱۳۶۷/۵/۲ ادامه مطلب

برچسب: ابراهیم, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

قطاری سمت خدا میرفت همه مردم سوار شدن وقتی به بهشت که رسید همه پیاده شدن، یادشون رفت مقصد خدا بود نه بهشت.... ......................................................ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

قسمتی از وصیت نامه شهید عباس ابراهیمی ...... سلام مادر. سلامی که همراه خود بیشترین امید و آرزوهای بر باد رفته را به همراه دارد. شاید نتوانسته باشم تمام احساساتم را در این چند سطر کاغذ بیان کنم. ولی به اندازه ی زمین و آسمان ها به شمارش ماهی های اقیانوس ها دوستت دارم. دوستان و آشنایان! از شما تقاضا دارم که به هنگام مردنم دستهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چیزی با خود نبرده ام و دیگر خواهش من از شما اطرافیان این است که هنگام مردنم چشمهایم را باز بگذارید تا منافقان کور دل بدانند من کور کورانه به این راه نرفته ام و با چشمان باز دعوت حق را لبیک گفته ام. هنگام مرگ یاران،چشم مرا مبندید در دین ما حرام است با چشم بسته مردن ادامه مطلب

برچسب: ابراهیمی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

شهید عباس ابراهیمی نام پدر: حسن ابراهیمی نام مادر: شهربانو تحصیلات: دیپلم محل تولد: آبدان محل دفن: بهشت کاظم آبدان محل شهادت: جزیره ابو موسی عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاریخ تولد:۱۳۵۷ تاریخ شهادت: ۱۳۷۹/۱/۷ ادامه مطلب

برچسب: ابراهیمی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

تاریخ تولد:1340 محل تولد: آبدان تاریخ شهادت:1377/7/21ادامه مطلب

برچسب: اسماعیل,جاگرانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 21:25

اول پاییز بود و در کلاس دفتر خود را معلم باز کرد بعد با نام خدای مهربان درس اول آب را آغاز کرد گفت بابا آب داد و بچه ها یک صدا گفتند بابا آب داد دخترک اما لبانش بسته ماند گریه کرد و صورتش را تاب داد او ندیده بود بابا را ولی عکس او را دیده در قابی سپیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 14:14

"); } else { document.write(""); } } } function snowNS() { // Netscape main animation function for (i = 0; i doc_height-50) { xp[i] = Math.random()*(doc_width-am[i]-30); yp[i] = 0; stx[i] = 0.02 + Math.random()/10; sty[i] = 0.7 + Math.ranادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 14:14

"); } else { document.write(""); } } } function snowNS() { // Netscape main animation function for (i = 0; i doc_height-50) { xp[i] = Math.random()*(doc_width-am[i]-30); yp[i] = 0; stx[i] = 0.02 + Math.random()/10; sty[i] = 0.7 + Math.ranادامه مطلب

برچسب: پاورپوینت, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 14:14

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد مادری فرزند خود را هدیه کرد در شبی که اشکمان چون رود شد یک نفر از بین ما مفقودشد آنکه که سر دارد به سامان می رسد آنکه که جان دارد به جانان می رسد دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت بی سر و جان تا لقاءالله رفت زندگیمان در مسیر تیر بود خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود آنکه خود را مرد میدان فرض کرد آمد از این نقطه طی الارض کرد هر که گِرد شعله چون پروانه است پیکر صدپاره اش بر شانه است تن به خاک و بوی یاسش می رسد بوی باروت از لباسش می رسد دشمن افکنهای بی نام و نشان پوکه ی خونین شده تسبیحشان کار هرکس نیست این دیوانگی پیله وا می ماند از پروانگی نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۱۹ساعت 17:53 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

نام پدر: خنجر نام مادر: مرضیه تحصیلات: دیپلم محل تولد: سرمستان محل دفن: بهشت شهدای دوراهک محل شهادت: جبه آبادان عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیر تاریخ تولد:۱۳۳۶ تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۷/۵ وضعیت تاهل: مجرد وضعیت اشتغال: معلم عملیات: ثامن الائمه نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 16:29 ادامه مطلب

برچسب: ابراهیم,بردستانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

با عرض سلام به ساحت مقدس ولی عصر(عج) امام زمان ‹‹ روحی و ارواحناه لمقدمه فداء ››و درود بر منجی انسانیت امام خمینی که از خدا می خواهم که از عمر من بکاهد و به عمر پر برکتش بیفزاید. درود فراوان بر شهیدان اسلام و درود بر مادرم. مادر جان: اگر من شهید شدم از تو خواهش می کنم که برایم گریه نکنی، اگرچه می دانم که تو گریه می کنی. اما اگر صبر کنی خداوند اجر عظیمی به تو خواهد داد. و همانگونه که هر مالی که خداوند به انسان داد باید خمس آن را پرداخت من فکر می کنم که بهترین ثروت تو، فرزندان توست، پس اگر شهید شدم مرا خمس فرزندان خود حساب کن. اما برادران و خویشان و دوستانم: بعد از سلام مخلصانه از شما می خواهم که اگر شهید شدم یا زنده ماندم از خداوند بخواهید که مرا جزء صالحین و شهداء قرار دهد. همچنین از شمامی خواهم که اگر شهید شدم به پدر و مادرم تبریک بگویید نه تسلیت. برای من اصلا گریه نکنید. گریه برای شهیدان بی ارزش است. تنها چیزی که نزد پروردگار ارزش دارد، ایمان است. که هر کس ایمانش بیشتر است ارزشش نزد پروردگار بیشتر است. از خانواده عزیزم می خواهم که؛ نمازها و روزه هایم که فراموش شده است، سعی کنید از گردن من رفع نمائید. از خانواده عزیزم می خواهم که اگر بدرجه رفیع شهادت رسیدم و این زندگی جاوید به من از نزد پروردگار عطا شد، مرا در قبرستان دوراهک پهلوی ‹‹شهید محمد درویشی›› بخوابانی و باز به پدر و مادر و برادران و خواهرانم توصیه می کنم؛ مبادا در شهادت من گریه و زاری کنید و یا به سینه و صورت خود بزنید. هرگز چنین کاری نکنید که اجر ما نزد پروردگار کم شود. تا می توانید لعنت بر منافقین کنید و بر علیه منافقین بپا خیزید. زیرا هدف منافقین این است که اسلام عزیز را لکه دار کننادامه مطلب

برچسب: ابراهیم,بردستانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین اولین توصیه بنده این است که یک سال نماز پدرم که به بنده محوّل کرده است، یا خودتان بخوانید یا به کس دیگر بدهید، که ۱۵ روز آن را خوانده ام . چهار ماه هم برای خودم. البته که نمازم نرفته ولی از ندانستن مسأله ممکن است. یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین. ای اهل ایمان خدا ترس باشید (و از مردم دروغگو و منافق دوری کنید) و با مردان راستگو و با ایمان باشید. مادرم را خیلی سلام می رسانم که حق بزرگی بر گردن فرزند دارد و به او بگوئید اگر بنده که در جبهه هستم ( که این جنگ میان کفر و اسلام است) کشته شوم نمی گویم شهید، چون هنوز آن طوری معنای شهادت را درک نکرده ام . برای بنده گریه نکنید که اجرمان ضایع گردد. چون انسان در زندگی مال و اموالی دارد که باید سهم خداوند را بدهد و شما فکر کنید که من سهم خداوند بوده ام. برادر گرامی! بنده که نتوانستم کاری زینبی کنم، می روم تا در راه خونین حسین(ع) حرکت کنم و شما می توانید کاری زینبی کنید. برادر جان! شما خیلی به گردن بنده حق دارید. همچنین برادرانم حسن و عبدالله ، که در این چند سال پیش هم کار می کردیم و ممکن است که بنده حرفی زده باشم و یا کاری انجام داده باشم که شما را ناراحت کرده باشم. مرا به بزرگی خودتان ببخشید. همسر خود را به شما می سپارم و به او بگوئید که بنده را دعای خیر کند و در این مدت که با هم زندگی می کردیم اگر بدی از من دیده مرا ببخشد……… والسلام جواد حاجیانی نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 17:50 ادامه مطلب

برچسب: حاجیانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

صفحه بندی